خیلی مهم : آدرس جدید وبلاگ
متاسفانه این وبلاگ به دلایل نا معلومی فیلتر شد و تصمیم گرفتیم وبلاگ دیگیری ایجاد کنیم تا همه هموطنان گیلانیمون بتونن دسترسی داشته باشند.
توجه:
این وبلاگ دیگر به روز نمی شود .
Add comment نوامبر 25, 2009
موسوی: راهسبز، سرکوب را محکوم میکند و خود نیز گرفتار خشونت نخواهد شد
عصر روز گذشته(23 آبان)، مهندس میرحسین موسوی به منزل آقای کروبی رفت تا ضمن احوالپرسی و دلجویی از ایشان بابت حوادث رخداده در روز ۱۳آبان، درباره رفتارهای انجام شده با مردم و بهخصوص زنان در این روز نیز با هم گفتگویی داشته باشند.
به گزارش”کلمه” ، درابتدای این دیدار آقای موسوی، ضمن ابراز انزجار از رفتارهای انجام شده توسط نیروهای لباس شخصی، در روز ۱۳آبان، با آقای کروبی، گفت: «من از این حملهای که به شما شد بسیار متاثر شدم. اما رفتار شما، نشاندهنده اوج روحیه شجاعت و ایستادگی شما و مردم است». آقای کروبی هم در پاسخ ضمن تشکر از این ابراز همدردی، رفتار مردم را بسیار محبتآمیز توصیف کرد.
آقای کروبی در ادامه گفت: «من هم اگر خود را جای حکومت بگذارم، اصلا توجیه نمیشوم که چرا باید چنین رفتاری با مردم صورت بگیرد. عمری ازمن گذشته، حداقل ۱۵ سال با رژیم پهلوی رسما مبارزه کردم. البته من در این راه، سرباز کوچکی بودم. اما تظاهرات دیدم، راهپیمایی دیدم، زندان و فرار کشیدم. یادم میآید حدود سال ۴۱ بود که نهضت آزادی اوج گرفتهبود. آنزمان هم چنین تظاهراتی در تهران و جلوی دانشگاه انجام میشد. دانشجویان شعار میدادند، پلیس هم میآمد و متفرق میکرد. چنین برخوردهایی نبود. من اعلام کردم که روز ۱۳آبان میآیم. ولی هرجا هم مصاحبه کردم، گفتم که مواظب باشید که طوری رفتار کنید که به کل نظام برنخورد و از روز قبل هم پیغامهایی آمد که در مراسم شرکت نکنید. بنا است با شما برخورد شود و صبح روز حرکت هم نامهای ارسال شد از یک سازمان امنیتی، مبنی بر اینکه گروه تروریستی ریگی قصد انجام عملیات انتحاری را دارند بدین جهت به محافظین گفتم هرکس مایل نیست و احساس خطر میکند، مرا همراهی نکند. ولی من بهخاطر عهدی که با مردم مبنیبر شرکت در مراسم کردهام، باید حضورپیداکنم.»
آقای کروبی سپس درباره ماجرای حمله به وی و محافظش گفت: «وقتی دیگر رفتن با ماشین امکانپذیر نبود، پیاده شدیم و درکنار مردم قرار گرفتیم. در همانجا شروعکردند به زدن مردم. بهسمت میدان ۷تیر در حرکت بودیم که ناگهان من دیدم که سر محافظم شکاف برداشته و از آن خون جاری شدهاست. اول فکر کردم که با باتوم به سرش کوبیدهاند. اما بعد فهمیدم که در اثر شلیک مستقیم گاز اشکآور به سمت ما و برخورد آن بهسر محافظم، این وضعیت پیش آمدهاست. در همین حین دیدم چیزعجیبی در جلوی پایم است. دیدم دارم خفه میشوم. انگار تمام صورت، ریش و ابروهایم گرگرفته است. من در جریان انقلاب حداقل ۲۰ بار گاز اشکآور خوردهام. اما این، گاز اشکآور نبود.»
آقای کروبی ضمن غیرمتعارف بودن تعدادی از شعارهایی که مردم میدادند، گفت: «یکی از استادان روز بعد اینجا آمد و گفت از شعارهایی که مردم میدادند من بیاختیار اشکم درآمد. ببینید این کسانی که مردم را کتک میزنند، کار را به کجا رساندهاند که مردم را تحریک به شعارهای افراطی میکنند. من هم واقعا نمیدانم که این چه خدمتی است که اینها دارند به رهبری میکنند. خب اگر این تظاهرات مسالمتآمیز برگزار میشد، عدهای میآمدند و میگفتند مرگ بر آمریکا، عده دیگری هم بودند که فریاد الله اکبر میدادند و همهچیز هم تمام میشد.»
وی در ادامه افزود: «من گاهی شک میکنم که اینها خودشان افرادی را بین جمعیت میفرستند تا از این احساس هیجان سو استفاده کنند و مردم را تحریک به رفتارهای خشونتآمیز بکنند تا بهانهای برای حمله به مردم پیدا کنند. مردم باید از رفتارهای خشونتآمیز بپرهیزند.»
آقای کروبی سپس به حملات کیهان و سایر روزنامههای زنجیرهای علیه ایشان و آقای موسوی پرداخت و گفت: «من ۵۰سال است که در جریان این انقلاب هستم. روزی که حضرت امام فوت کردند، ۵تا حکم از ایشان داشتنم. شما هم که نخستوزیر امام بودید. این روزنامههای زنجیرهای تهمت و انگ میزنند که من و شما از اسلام و انقلاب خارج شدهایم. اما با نوشتههای آنها که ما از اسلام و انقلاب خارج نمیشویم. منتها من نمیدانم این چه برخوردی است که آنها خودشان را میزانالاعمال و امیرالمومنین میدانند؟ اگر زمانی که ما روزنامهداشتیم، مینوشتیم که مثلا آقای عسگراولادی یا مرتضی نبوی ضدانقلاب هستند، حالا این آقایان ضد انقلاب میشدند؟»
آقای کروبی درباره نحوه برخوردهای خشن با زنان هم افزود: «یادم میآید در زمان پهلوی وقتی میرفتیم یک ادارهای یا جایی در صف بودیم، وقتی خانمی وارد میشد، متصدی آنجا میگفت اجازه بدهید اول کار خانم را راهبیاندازم. یا توی اتوبوسها که مختلط بود، مردها بلند میشدند که خانمها بنشینند. اما حالا درجمهوری اسلامی با زنان به قدری با خشونت رفتار میشود که اخبار متواتری از زدن بانوان با باتوم به اطلاع میرسد. من واقعا نمیفهمم که دستور چنین رفتارهایی علیه مردم، از کجا صادر میشود.»
مهندس موسوی نیز در این دیدار، در توصیف حضور مردم در روز ۱۳ آبان گفت: «وقتی صبح آن روز از خانه به سمت فرهنگستان هنر میآمدم، دیدم که جلوی دانشگاه تهران، آنقدر نیرو چیدهاند که انگار لشگرکشی شدهاست. باخودم گفتم اگر امروز حتی یکنفر هم بیرون نیاید، باز هم این نشاندهنده قدرت جریان سبز است.»
مهندس موسوی درباره برخورد لباسشخصیها با وی گفت: «حدود ساعت ۹ صبح، تعدادی جلوی فرهنگستان جمع شدند و شروعکردند به شعاردادن. سپس تعداد زیادی موتورسوار لباس شخصی، جلوی هر دو درب فرهنگستان در خیابان ولیعصر و خیابان صبا را سد کردند که مانع خروج من شوند و با بستن درب پارکینگ، کاری کردند که من سعادت نداشتهباشم که به جمع مردم بپیوندم و در این اجرمعنوی شریک بشوم.»
مهندس موسوی در ادامه افزود: « این افراد میخواستند با ممانعت از حضور من در میان مردم، قدرتنمایی بکنند، ولی در نهایت این مردم بودند که قدرتشان را نشان دادند. اینها باید حق مردم را بشناسند. شرکت در این تظاهرات چه ایرادی داشت؟ مردم میآمدند و آرام شعارهایشان را هم میدادند. پخش فیلمهای این رفتارهای خشونتآمیز و حمله به مردم و باتومزدن به سروپای خانمها عاقبت خوشی نخواهد داشت.»
مهندس موسوی اضافهکرد: «این جنبش عظیم از ارزشهای بنیادی دفاع میکند. میگوید دورغ نگویید و میگوید دروغ محکوم است، تقلب محکوم است. کسانیکه مردم را میزنند، فکر نکنند میتوانند با ترساندن، مردم را خانهنشین کنند. اسلام به مردم یاد دادهاست که در راهحق از چیزی نترسند. تصور اینکه سرکوب حلال مشکل است، اشتباه است. سرکوب، شورش را از بین میبرد ولی آنچه ما در کشور شاهد آن هستیم، شورش نیست. بلکه درخواست حقوق قانونی است.»
آقای موسوی افزود: «شعارهای ساختارشکنانه، اغلب متاثر از خشونت نیروهای امنیتی است که با ناجوانمردی به پیر و جوان و زن و مرد، حمله میکنند. مخصوصا حمله به زنان، اوج شکستن سنتهای مرسوم جامعه ماست.»
موسوی گفت: «راهسبز، سرکوب را محکوم میکند و خود نیز گرفتار خشونت نخواهد شد. همه مردم متوجه هستند که سلاح ما، شعارهای مسالمتآمیز و عقلانی ماست. اگرچه دراین راه دچار خسارت هم بشویم. ما اجرای بدون تنازل قانون اساسی را میخواهیم. ما آزادی زندانیان سیاسی را میخواهیم. ما تضمین انتخاباتهای سالم را میخواهیم. ما تامین آزادیهای مطبوعات و رسانهها و آزادی عقیده و بیان را میخواهیم. اسلام دین منطق است. دین شکستن قلمها و بستن فلهای روزنامهها نیست. مردم ما تجربه تاریخی نصب گل به سر تفنگها را دارند. امروز هم گرچه مورد حمله قرار میگیرند، میدانند که قدرت عقل و مسالمت، بر قدرت سلاحهای گوناگون غلبه خواهد کرد.»
مهندس موسوی اضافه کرد: «علیرقم این صفآرایی نظامی-امنیتی غیرعادی، وسعت حضور مردم و پراکندگی آن در بیشتر نقاط تهران و بعضی از شهرهای کشور، نشان میدهد که حضور مردم جنبه احساساتی ندارد، بلکه ناشی از دلسوزی و عقلانیت برای آینده کشور است.»

3 comments نوامبر 14, 2009
گزارش تصویری از حضور صفار هرندی در دانشگاه گیلان
شروع سخنرانی صفار هرندی و شعار های دانشجویان معترض-1:
فیلم 2 – شروع سخنرانی صفار هرندی و شعار های دانشجویان معترض – 2:
شعار های دانشجویان قبل از ورود سالن:
شرح کامل ماجرا را از اینجا بخوانید
با تشکر از دوست عزیزی که این فیلم هارو برای ما ارسال کردند.
2 comments نوامبر 10, 2009
فیلم های 13 آبان در رشت
فیلم تظاهرات بین پردیس تا میدان فرهنگ :
فیلم تظاهرات بین پردیس تا میدان فرهنگ2(یورش موتورسواران به تظاهرکنندگان) :
تجمع در فلکه ی گاز:
به زودی فیلم های جدید از حضور صفار هرندی در دانشگاه گیلان در همین وبلاگ منتشر میشود
منبع :
2 comments نوامبر 9, 2009
سیزده آبان در رشت
راهپیمایی 13 آبان 1388 این بار کمی متفاوت تر از سال های گذشته برگزار شد. یکی از تفاوت های عمده این راهپیمایی حضور جوانان و دانشجویان از طیف های مختلف سیاسی و اجتماعی بوده است. اما حملات لفظی وتهدیدهایی که درقبال این حضور در روزهای گذشته از سوی عده ای انجام شده بود، در روز 13 آبان تحقق فیزیکی گرفت.
ساعت 9 صبح دانشکده علوم پایه
تعداد زیادی از افراد دانشگاهی در مقابل دانشکده علوم پایه تجمع کرده اند. اکثریت جمعیت را مسئولین دانشگاه تشکیل می دهند. دکتر حاتم زاده، رئیس دانشگاه گیلان نیز در میان جمعیت است. اکثریت قشر دانشجویی حاضر از اعضای بسیج دانشگاه هستند که البته تعدادشان از مسئولین کمتر می باشد. حضور نیروهای امنیتی بسیار پررنگ است.
ساعت 9 صبح روبروی هتل پردیس
با وجود اینکه روبروی هتل پردیس جزو مکان های اعلام شده برای شروع راهپیمایی از سوی سازمان تبلیغات اسلامی نبوده ولی عده ای از دانشجویان وجوانان در این محل جمع شده اند. با توجه به اینکه مکان یاد شده ایستگاه اتوبوس های دانشگاه می باشد، گمان اولیه می رفت این عده منتظر سرویس اتوبوس هستند. تعداد کمی از نیروهای امنیتی حضور دارند.
ساعت 10 صبح روبروی هتل پردیس
لحظه به لحظه بر تعداد افراد حاضر در مقابل بانک ملی افزوده می شود. جمعیت در حدود 200 نفر است. سرویس های دانشگاه می آیند و می روند ولی جمعیت همچنان در جای خود ایستاده است. کم کم بر تعداد نیروهای امنیتی و انتظامی افزوده می شود. جمعیتی از راهپیمایان با پلاکاردهایی با شعارهای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» از طرف میدان مصلی به سمت میدان فرهنگ در حرکت هستند. با رسیدن این راهپیمایان به ابتدای منظریه، جمعیت حاضر در جلوی بانک ملی به سمت آنان حرکت کرده و در پشت سر آنان جای می گیرند. در ادامه حرکت به سمت میدان فرهنگ دانشجویان، دانش آموزان و جوانان سرود «یار دبستانی من» را می خوانند. عده ای هم در طول مسیر به این جمعیت اضافه می شوند. پس از آن شعار «ایرانی با غیرت،حمایت،حمایت» سر داده می شود. شعار «مرگ بر روسیه» از دیگر شعارهای این عده بوده است. جمعیت همچنان به سمت میدان فرهنگ در حرکت است. ناگهان عده زیادی لباس شخصی با موتور وارد جمعیت تظاهر کنندگان می شوند. جمعیت قیچی شده و به دو گروه تقسیم می شود. گروه عقب تر با حمله لباس شخصی ها به سمت سه راه منظریه متفرق می شود. گروه جلویی در میان دو گروه از مهاجمان قرار می گیرد. با این حمله تظاهر کنندگان شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر می دهند. مهاجمان جلویی به جمعیت حمله می کنند و با فریاد، ناسزا و ضرب و شتم این عده به سمت گروه مهاجمان عقب تر سوق داده می شوند.
لباس شخصی هایی که در پشت جمعیت جوانان هستند با انواع وسایل از قبیل باتوم، کمربند و همچنین با مشت و لگد از این عده که در حال فرار به سمت منظریه هستند استقبال می کنند. به گفته شاهدان عینی افراد مهاجم بدون تذکر قبلی به جمعیت حمله می کنند. عده ای از نیروهای لباس شخصی به دور یکی از راهپیمایان حلقه می زنند و او را بازداشت می کنند. جوان با فریاد از مردم کمک می خواهد. صدای «این ها مرا می کشند» شنیده می شود.عده ای از مردم سعی در پادرمیانی دارند که مورد قبول واقع نمی شود و جوان یاد شده به زور و با ضرب و شتم در حالی که گریه می کند سوار ماشین نیروی انتظامی می شود. تظاهرات اعتراضی به صورت محدود و پراکنده در قسمت هایی دیگری از شهر نیز برگزار می شود که از آن جمله می توان به فلکه ی گاز و حوالی میدان شهرداری اشاره کرد.
شنیده ها حاکی از آن است که در تجمعات 13 آبان در رشت حدود 41 نفر بازداشت شده و اکثر آن ها به کلانتری ها منتقل شده اند و چیزی حدود 20 نفر از این جمع را دانشجویان تشکیل می داده اند. اکثر قریب به اتفاق این افراد صبح پنج شنبه 14 آبان با قرار وثیقه آزاد شده اند. هم چنین سید کوهزاد اسماعیلی مسئول شاخه ی گیلان ادوار(سازمان دانش آموختگان) نیز دربامداد روز سیزده آبان بازداشت شده است.
پی نوشت:
لینک دانلود مستقیم فیلم های 13 آبان به زودی پست داده میشود.
منبع:
3 comments نوامبر 8, 2009
مسیر راهپیمایی 13 آبان سبز در رشت
زمان شروع راهپیمایی رأس ساعت 9 صبح و در رشت از مبادی ذیل آغاز می گرددد:
1. دانشکده علوم پایه – خیابان نامجو – خیابان حافظ – چهار راه قدس (میکاییل) – خیابان امام خمینی – میدان شهرداری
2. میدان دفاع مقدس – خیابان حافظ – چهار راه قدس – میدان شهرداری
3. میدان شهید انصاری – خیابان سعدی – میدان شهرداری
4. میدان پاسداران- میدان فرهنگ – چهار راه قدس – میدان شهرداری
5. بقعۀ متبرّک دانای علی- خیابان طالقانی- میدان جمال الدین اسدآبادی(سبزه میدان)- میدان شهرداری
6. سه راه فلسطین- خیابان شهداء( لاهیجان)- میدان بسیج(صیقلان)- میدان شهرداری
لازم بذکر است زمان شروع مراسم در میدان شهرداری رشت ، رأس ساعت 10 صبح و سخنران مراسم جناب آقای بیژن نوباوه نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی.
این مسیر های اعلام شده از طرف سازمان تبلیغات اسلامی است.
دانشجویان و دانش آموزان سبز اندیش باید در تمامی مسیر های ذکر شده ( مخصوصا مسیر اول ) حضور فعال و سبز داشته باشیم .
تمامی مسیر ها به شهرداری ختم میشوند، اگر هسته اولیه در مسیر های ذکر شده ایجاد نشد شهرداری بهترین مکان برای نشان دادن اعتراض ماست.
عده ای از دوستان شروع راهپیمایی را از هتل پردیس اعلام کرده اند، از شما و آنها خواهش میکنیم از رفتن به این مسیر خود داری کنید زیرا در همان دقایق ابتدایی باعث میشود نیروهای ما را سرکوب کنند و نتوانیم صدای خود را به گوش مردم و مسئولین برسانیم .
هدف ما فرسایش نیروهای آنهاست نه زندانی شدن دوستان ما پس به صورت منطقی رفتار کنیم و از دادن شعار های تحریک کننده پرهیز کنیم.
لطفا در این فرصت کم باقی مانده به هر صورت ممکن اطلاع رسانی کنید. رسانه شمایید.
33 comments نوامبر 2, 2009
بیانیه شماره ۱۴ میرحسین موسوی در آستانه سیزدهم آبان
سیزدهم آبان میعادی است تا به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند
کلمه: مهندس میرحسین موسوی در آستانه ی یوم الله سیزدهم آبان بیانیه ای خطاب به ملت شریف ایران صادر کرد . به گزارش “کلمه” متن کامل این بیانیه به شرح زیر است.

بسم الله الرحمن الرحیم
در تاریخ معاصر ما سیزدهم آبان یادآور سه حادثه است. در نخستین از این رویدادها امام خمینی از ایران تبعید شد و نهضت در فترتی سیزده ساله فرورفت. رژیم شاه پس از به دست آوردن چنین نتیجهای باید خود را شماتت کرده باشد که چرا این راه حل ساده را پیش از آن به کار نبست. یک قیام بود و یک امام که وقتی از صحنه دور شد دیگر چیزی از شور تحولخواهی باقی نماند. آیا به راستی امام خمینی در حرکتی که آغاز کرد تنها بود؟ هرگز چنین نبود، زیرا هرگز چنین نیست که یک فرد بتواند به تنهایی در صحنه جامعه تحولات نمایان ایجاد کند. پیروان او بسیار بودند، اما آنان شبیه به یارانی نبودند که سالها بعد پیرامونش را گرفتند، آن زمانی که گفت «رهبر ما آن طفل سیزده ساله است …»
دومین سیزدهم آبان روز رهبران سیزده ساله است؛ دانشآموزانی که برای تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده بودند و مورد یکی از سبعانهترین کشتارها قرار گرفتند. تجربه رژیم از حوادث دهه چهل بود که موجب چنین حرکات خونینی شد. تصور بر آن بود که اگر با همان قاطعیت گذشته عمل کنند از نو به همان نتایج خیرهکننده دست مییابند، حال آن که زمینه اجتماعی کاملا تغییر کرده بود؛ زمین تغییر کرده بود و زمان تغییر کرده بود و مهمتر از آن جان انسانها تغییر کرده بود. دیگر حکومت شاهنشاهی با یک امام تنها روبرو نبود. این بار کسانی گرد او جمع شده بودند که شاید به اندازه پدرانشان او را نمیشناختند یا سخنانش را نشنیده بودند، اما به اندازه امام خود شور در سینه داشتند؛ آنها همچون پدرانشان برای به راه افتادن لازم نبود که پیدرپی شماتت شوند.
درباره سومین سیزده آبان بسیار گفته شده است، تا جایی که بعید است کمترین اطلاعی از آن ماجرا ناگفته مانده باشد؛ از جمله آن که در این رویداد امام از دانشجویان مسلمان پیروی کرد. ظاهرا این دانشجویان بودند که خود را پیرو خط امام میخواندند، اما در واقع این امام بود که حرکت آنان را دنبال نمود. قطعا هیچیک از رهبران و فرماندهان انقلاب در شکل دادن به آنچه در این روز اتفاق افتاد نقشی نداشت. حتی خود دانشجویان تصور میکردند بعد از چند روز حادثه تمام میشود و به خانههایشان باز میگردند. ولی امام این رویداد را پیگیری کرد و آن را انقلابی بزرگتر از انقلاب اول نامید. تنها امامی که درد یک سکوت سیزده ساله را چشیده باشد میداند که جامعهای شکلیافته از چوبهای فرمانبر و خشک از خود جوششی ندارد و حیات پاکیزهای ندارد. او مردم را رهبر میپسندید، زیرا میدانست که گذر از یک گردنه تاریخ برای سعادت هیچ ملتی کافی نیست. آنان باید از چنان خودانگیختگی و بصیرتی برخوردار شوند که در هر عصری و نسلی بتوانند راه را از بیراهه بشناسند و بپیمایند. مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده میکرد.
آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه میرسد. آیا امروز قابلتصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست دادهایم، و اگر چنین نباشد این نشانهای از ریشههای انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشههاست که سبز شدهایم، ریشههایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو میکنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاطآمیز داشته باشیم.
حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافهپرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یکصدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشههای تاریخیاش نفع نمیبرد، و اگر برخی دولتهای بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه میکنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله مینشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه وجود دارد برای ملت ما قناعت میکنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت شویم.
این روزها هر نگاهی که به نگاهی میافتد از پیروزی میپرسد. کی به آن میرسیم؟ چه چیز ما را به آن میرساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش میاندازد؟ و چه چیز آن را کمال میبخشد؟ تمامی وجود ما دعا و سوال است و وعده خداوند که فرمود هر آنچه مسئلت کنیم مقداری از آن را اجابت خواهد کرد. و آتاکم من کل ما سالتموه. (و از هرآنچه از او خواستید به شما داد). همین که خواستهای در جامعه متولد میشود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولتها تنها میتوانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.
آیا ما هم میتوانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟ آری. المعروف بقدر المعرفه؛ انسانها به قدری که بصیرت و آگاهی از خود به نمایش میگذارند در خور نیکوییها قرار میگیرند. کما این که در این چند ماه مردم ما بیش از آن که از رنجهای خود گنج به دست آورده باشند از برکات خردمندی خود بهرهمند شدهاند.
راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان میدهد که ما تا انتها بر سر خواستههای خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز میگشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز میکند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی که آنان مناسبات بینالمللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند میشد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد. شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هستهای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانهها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمیکردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیتهای هستهای کشور ،که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتحالمبین نامیده شود؟
دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشادهدستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراطگرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلحآمیز هستهای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریطهای دولتمردان ایمن نشدهایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریمها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.
چیزی که ما میتوانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک میکنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلیاش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.
تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمیگذاریم و میراثهای به جا مانده از مبارزات نسلهای پیشین را به هیچ تقلیل نمیدهیم. و هر آنچه از آرمانها و خواستههایمان که جا بماند با زندگیهای خود آن را به دست میآوریم، زیرا ساختار ظاهری هرگز تمام آن چیزی، بلکه قسمت اصلی آن چیزی نیست که در جامعه واقعیت دارد. بخش اصلی این واقعیت زندگیهای ماست. دستگاه ظاهری میتواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباسهای تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند و مردم میتوانند با نگاهشان از آنان قهرمان بسازند و به آنان افتخار کنند. در این رودررویی کدامیک برندهاند؟ دستگاه ظاهری میتواند آنان را در دادگاههای نمایشی محکوم کند و نگاه مردم میتواند آنان را در پیشگاه وجدان خویش حاکم بداند. به راستی کدامیک از این دو در واقعیت جامعه حکومت میکنند؟ دستگاه ظاهری با برخوردهای توهینآمیز خود خانوادههای آنان را سرافکنده و خوارشده میخواهد و نگاههای مردم آنان را در عین تلخکامیهایی که میچشند سربلند میبیند. کدامیک از این دو نگاه بر احساس این خانوادهها چیره است؟ دقت کنید که تنها در نگاه مردم این همه قدرت وجود دارد و تا اینجای کار هنوز حرفی از دیگر تواناییهای آنان نگفتهایم. دستگاه ظاهری میتواند برای این خانوادهها تنهایی و عسرت تدارک ببیند و مردم میتوانند آنان را در آغوش بگیرد؟ به راستی کدامیک از این دو بر کار خود غالبند؟ دستگاه ظاهری میتواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکههای اجتماعی میتوانند با حمایتهای خود از آنان پشتیبانی کنند. تاثیر اقدام کدامیک از آنها بیشتر است؟ به راستی کدامیک از آنها قدرتمندتر است؟ بلکه اساسا تقابلی میان این دو وجود ندارد؛ یکی هست و دیگری نیست، زیرا این زندگیهای ماست که به هر امری در نظم ظاهری جامعه معنا میبخشد. ما در چند ماه گذشته نه با شکستن این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگیهایمان صحنه جامعه را تغییر دادیم. ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی این ما هستیم که با زندگیهای خود به آن جهت میدهیم.
بعد از این نیز راه ما این است. در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بیمحابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار میآید اگر زندگیهای ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟ به همین ترتیب اگر این ساختار واجد اشتباهات و عقب افتادگیهای واضح بود ما تنها در صورتی میتوانستیم آن را اصلاح کنیم که نخست معنای آن را اصلاح میکردیم و این کار را با زندگیهای خود انجام میدادیم.
البته بسیارند ملتهایی که این توانایی خود را به جا نمیآورند و ترجیح میدهند قدرت را به قدرتمندان وابگذارند. آنها در جامعه خود پیشوا نیستند، ولی مردم ما هستند.
سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک میگویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیتهای بلندشان آرزو میکنم.
میر حسین موسوی
Add comment اکتبر 31, 2009
دیدار میرحسین موسوی با مهدی کروبی
کلمه: مهدی کروبی روز گذشته(چهارشنبه, ۶ آبان, ۱۳۸۸) به دیدار میرحسین موسوی رفت تا با حضور در دفترکار او به رایزنی در خصوص فضای حاکم بر کشور، عملکرد دستگاههای اجرایی و برخی حوادث پس از انتخابات بپردازد. به گزارش خبرنگار “کلمه” در این دیدار، مهدی کروبی و میرحسین موسوی به مشورت در باب اقدامات آتی خود و تحلیل فضای آینده کشور پرداختند. همچنین در این نشست مقرر شد که این دو نامزد انتخابات ریاست جمهوری گذشته، به تقویت راههای ارتباطی خود به رغم برخی محدودیت ها بپردازند.
مهدی کروبی در ابتدای این دیدار به حوادثی که در نمایشگاه مطبوعات اتفاق افتاده اشاره کرد و ضمن اظهار تاسف از برخوردهای ناشایستی که به هنگام بازدید او و علیرضا بهشتی از نمایشگاه از سوی اقلیتی سازمان یافته صورت گرفته، گفت:«تاسف می خورم که در نمایشگاه مطبوعات که باید محل تعاطی فکر و اندیشه باشد به برکت توقیف مطبوعات نه تنها فضایی بی روح حاکم شده است که علاوه بر ان عده ای چنین نادانانه برخورد می کنند و مشخص نیست که با این رفتارها می خواهند کشور را به کجا ببرند.»
میرحسین موسوی نیز ضمن اشاره به فیلم هایی که از نمایشگاه و صحنه های یادشده، دیده است اعلام کرد که« به رغم توقیف مطبوعات، جمعیت مشتاق کثیری را دیدم که در نمایشگاه حضور داشتند و از شما و جنبش سبز حمایت می کردند. و این گویا موجب ناراحتی اقلیتی است که درنتیجه دست به چنین اقداماتی می زنند».
در ادامه این نشست، مهدی کروبی ضمن اشاره به دوران نخست وزیری موسوی و حرکت او با مردم گفت:«شما به خوبی از کارهایی که من کرده ام مطلع هستید. من به واسطه مسئولیت هایی که در کمیته امداد و بنیاد شهید و مجلس داشته ام، همیشه با مردم در ارتباط بوده و هستم.می بینم که وضعیت مردم بسیار خراب است. فقر و فساد و فحشا و کلاه برداری بسیار زیاد شده است و اینها نتیجه عملکرد بد و نادرست دستگاههای اجرایی و عدم برنامه ریزی است.»
مهدی کروبی در ادامه ضمن مقایسه گذشته و حال گفت:«متاسفانه آلودگی های اقتصادی برخی از مسئولان یکی از دلایل اصلی در گسترش فساد در جامعه است. من به یاد دارم که زمانی انقدر سلامت اقتصادی حاکم بود که یک مسئول دولت هزینه مداوای یک عضو خانواده اش در بیمارستان را نداشت و به ما در بیمارستان بنیاد شهید مراجعه می کرد اما امروز متاسفانه شرایط دیگری حاکم است. دغدغه من این است که این نسل جدید که اوضاع فعلی را می بیند گمان نکند که از اول انقلاب شرایط بر همین منوال بوده است .این نسل باید بداند که چنین الودگی های گسترده اقتصادی امری جدید و بدیع است.»
مهدی کروبی با اشاره به این دغدغه خود گفت:« حساسیت من وقتی بیشتر می شود که می شنوم که می گویند این دولت، گفتمان امام و انقلاب را زنده کرده است. با این کار آبروی امام و انقلاب را هم می برند. مردم و خصوصا نسل جدید باید بفهمند که ما فرزندان امام مخالف این رویه ای هستیم که امروز بر کشور حاکم شده است.»
مهدی کروبی همچنین گفت که « امروز مبالغه هایی در مورد برخی افراد و مکان ها می شود که موجب شک و تردید مذهبی در برخی افراد و نسل جدید می تواند بشود. مثلا می شنوم نام مسجد جمکران را در کنار و هم شان مسجدالحرام و مسجدالاقصی به عنوان مکان های مقدس می آورند و این اقدامات تنها باعث می شود که اعتماد مردم به اعتقادات قبلی شان هم سست شود. واقعا نمی دانم که برخی اقایان چه انگیزه ای دارند برای اینکه همه چیز را به هم بریزند و مردم را به همه چیز از دین گرفته تا تاریخ گذشته شان بی اعتقاد کنند.»
در ادامه این دیدار میرحسین موسوی نیز ضمن اشاره به مشکلات جاری در اداره کشور گفت:« دردها مشترک است و من نیز بر این مشکلاتی که شما اشاره کردید و بسیاری مشکلات دیگر واقفم. به عنوان مثال گفتگویی که در زمینه هسته ای در ژنو صورت گرفته است واقعا مورد حیرت است قول و قرارهایی که در ژنو داده شده اگر اجرا شود برباد دادن همه زحمات هزاران دانشمند در کشور است و اگر اجرا نشود زمینه اجماعی را برای تحریم گسترده علیه ایران ایجاد خواهد کرد و اینها نتیجه ماجرا جویی و عبور از اصول و منافع ملی در سیاست خارجی ما است و جالب آنجاست که به فرزندان انقلابی و خدوم کشور تهمت ارتباط و تمایل به غرب و شرق می زنند و خود بصورت آشکار و مکرر در مقابل آمریکا کرنش می کنند . باید بسیاری از مسائل برای مردم بازگو شود تا انها بدانند که در کشور و مدیریت اجرایی چه می گذرد. من زمانی که در نخست وزیری بودم نیز تاکید بسیاری داشتم که نیروهای نظامی نباید وارد مسائل اقتصادی بشوند.»
میرحسین موسوی در ادامه این دیدار با اشاره به مدیریت سوء در کشور و برخی اتفاقات در عرصه سیاست داخلی و سیاست خارجی گفت:« دو گمانه را می توان مطرح کرد. یا برخی آقایان ماموریت دارند که کشور و نظام را متلاشی کنند و از بین ببرند، یا اینکه فقط به فکر امروزشان هستند و کاری را صرفا انجام میدهند که امروزشان بگذرد و به فردا برسد. که به گمانم همین گمانه دوم به واقعیت نزدیک تر است. آقایان فقط به امروز فکر می کنند و نتیجه آینده رفتارهای امروزشان برایشان اهمیتی ندارد. وگرنه تن دادن به چنین ریسک هایی در زمینه سیاست داخلی و سیاست خارجی، با هیچ منطقی قابل قبول و دفاع نیست.»
موسوی در ادامه با اشاره به محکمه هایی که برگزار می شود و بازداشت هایی که صورت می گیرد و اعترافاتی که پخش می شود نیز گفت:«برخی فکر می کنند که با چنین حربه هایی می توانند وضعیت را به وضع سابق برگردانند. اما سودای محال دارند و نمی فهمند که با هیچ حربه ای حتی با تهدید و بازداشت و محاکمه و اعتراف گیری هم نمی توان جامعه امروز را به جامعه یک سال قبل برگرداند.»
موسوی اضافه کرد :” آزادی زندانیان سیاسی یک خواست ملی است که میتواند به بهتر شدن اوضاع کمک کند .”
گفتنی است که در پایان این دیدار مهدی کروبی و میرحسین موسوی به رایزنی درخصوص تقویت ارتباط خود با یکدیگر و افزایش رابطه خود با مردم به رغم بسته بودن بسیاری از کانالهای اطلاع رسانی و ارتباطی پرداختند.
Add comment اکتبر 30, 2009
پیام ویدئویی مهم مهدی کروبی + لینک دانلود
مهدی کروبی طی پیام ویدئویی حوادث نمایشگاه مطبوعات را شرح داد .به گزارش سایت تغییر ، مهدی کروبی که جمعه هفته گذشته قصد دیدار از نمایشگاه مطبوعات را داشت مورد حمایت تعداد پرشماری از هوادارنش واقع شد و طرفدارانش شعارهایی در حمایت از وی سر دادند . در این بین هم عده ای به صورت سازماندهی شده به تحریک مردم هوادار کروبی پرداختند و طی توطئه ای ، شیخ اصلاحات را مورد توهین فیزیکی قرار دادند . این ویدئو به شرح ماوقع حوادث نمیشگاه می پردازد و همچنین مهدی کروبی در این پیام ، به تشریح چگونگی انحراف جمهوری اسلامی از سال ۶۸ به بعد از اهداف اصلی خود پرداخته و همچنین بر حضور خود در تمامی راهپیمایی ها و مراسم ملی و مذهبی با دعوت از مردم تاکید داشتند و همچنین گوشه ای از برنامه های آینده خود را نیز به ملت ایران اعلام کرد.
Add comment اکتبر 26, 2009
فیلم اعتراض دانشجویان دانشگاه گیلان به سردبیر روزنامه حامی دولت کودتا
روز دوشنبه 27 مهر ماه همایشی با عنوان ترور حقیقت با حضور نظامالدین موسوی در دانشگاه گیلان برگزار شد که دانشجویان با روش های مختلف اعتراض خود را نشان دادند تا جایی که با شنیدن جواب های بی ربط سالن را ترک کردند در این میان دانشجویی به صورت شفاهی پرسش های خود را مطرح نمود و در آخر نیز قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را به وی تقدیم کرد.لینک خبر
لینک دانلود با کیفیت پایین 8 MB
8 comments اکتبر 25, 2009


